خرید بک لینک
دوباره شعر و دوباره غزل به رقص آمد

دوباره واژه واژه شعرم نفس نفس آمد

دوباره خانه قلبم ستاره باران شد

دوباره جاي جاي دلم قطره باران شد

دوباره مهر دوباره صفا دوباره خنديدن

دوباره زندگي و باز هم غزل چيدن

كسي كه دور زمن ليكن او اينجاست

رسيد و داد مژده كه ايام غم نخواهد ماند

برچسب: نویسنده: رادین نظری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 16:23

مهم نیست اگر انسانی برای کسی که دوستش دارد
غرورش را از دست بدهد،
اما فاجعه است
اگر به خاطر حفظ غرور،
کسی را که دوست دارد
از دست بدهد...

برچسب: نویسنده: رادین نظری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 16:23

يكي از بدترين چيزهايي كه از بچگي يادمان مي دهند 'جاي چيزي كه نيست را با چيز ديگري پر كردن' است ، يادمان ندادند چيزي كه نيست يعني ديگر نيست ، بادكنك گازي آبي اي كه تركيد جايش با يك بادكنك گازي زرد ديگر پُر نمي شود ، جوجه ماشيني صورتي اي كه مُرد جايش با يك جوجه ماشيني حتي همان رنگي هم پُر نمي شود ، ب

برچسب: نویسنده: رادین نظری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 16:23

دلم میخوآهد دختر دآشته باشم و اسمش را "بهآر" بگذارم!دوست دارم تمامِ خوشحالی های دنیارا توی چشم هایش بریزم و به او بفهمآنم : جانِ مادر!در این دنیا همه چیز دروغ است...به جز صبحِ روشنِ عید که بچه ها ذوق دارند از جفت شدنِ کفش های نو!دلم میخوآهد تمامِ حسرت هآی مادرانه ام را خآک کنم...و فقط برای گُل دادنِ

برچسب: نویسنده: رادین نظری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 11:27

بعضی ها هستند که می گویند
بی تو نمی توانم زندگی کنم
من از این دست آدم ها نیستم
من بی تو هم می توانم زندگی کنم
اما اگر با تو باشم
جور دیگری می توانم زندگی کنم .

برچسب: نویسنده: رادین نظری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 11:27

سه جمله اي که
بيان آنها از همه جملات سخت تر است
عبارتند از :

دوستت دارم,
متاسفم
و
به من کمک کن.

برچسب: نویسنده: رادین نظری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 11:27

قهر،
زبان استیصال است.

قهر،
پرتابِ کدورتهاست به ورطهی سکوتِ موقت،
واین کاری است که به کدورت،
ضخامتی آزارنده میدهد!

قهر،
دو قفله کردن دری است که به اجبار،
زمانی بعد،
باید گشوده شود!
و هر چه تعداد قفل ها بیشتر باشد،
و چفت و بستها محکمتر،
اين در،
ناگزير با خشونتِ بیشتر گشوده خواهد شد!!!

برچسب: نویسنده: رادین نظری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 11:27

به دادگاهِ خانواده که وارد شوید میبینید ؛ سالن پر از زن و مرد هاییست که یک زمان وقتی با عشق حلقه ی ازدواجشان را به دست میکردند؛به هم قول داده بودند که تا ابد کنار هم بمانند....مدتی را هم با عشق گذراندند؛ دوستت دارم گفتند و دوستت دارم شنیدند؛قرار بود عشقِ هم باشند. همدیگر را "همیشگی" صدا میکردند اما

برچسب: نویسنده: رادین نظری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 11:27

صفحه بندی